امام حسین درباره قرآن

مراتب (ع) و معارف قرآن کریم سخنی بیان می کنند که بصورت روشن، فهم قرآن را دسته بندی کردند بیان داشتند که فهم قرآن را این گونه بیان می فرماید:

 وَ قَالَ حسین کِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَهِ أَشْیَاءَ عَلَى الْعِبَارَهِ وَ الْإِشَارَهِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَهُ لِلْعَوَامِ وَ الْإِشَارَهُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِیَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِیَاءِ

کتاب خدا بر چهار چیز استوار است: عبارات، رمزها(اشاره ها)  و لطایف و حقایق.

عبارات آن برای توده مردم است، اشاره و رموزات از آن خواص و بندگان ویژه است.

لطایف آن برای اولیا و حقایق آن نیز برای انبیاء و پیامبران است.

قرآن برای معرفی شخصیت­‌های الهی از سه راه وارد می شود و در هر مورد بنابر مصالحی از شیوه خاصی پیروی کند:

۱. معرفی با اسم: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله  در انجیل  به وسیله ی اسم به آیندگان معرفی شده و یا در قرآن به صراحت از حضرت داوود به عنوان خلیفه یاد شده است «یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ

۲. معرفی با اعداد: نقبای بنی اسرائیل و گروهی که طبق گزینش حضرت موسی علیه السلام  قرار شد به کوه بروند در قرآن با اعداد معرفی شده­ اند.

۳. معرفی با صفت: در قرآن گاهی معرفی با صفت و ذکر نام نیز همراه است و گاهی نیز به ذکر صفت اکتفا می­کند.

دربارۀ امامت خاصه(چه کسی امام باشد) قرآن از راه سوم وارد شده در برخی  از آیات به طور مستقیم موضوع امامت را مطرح می­کند مانند آیات تبلیغ، ولایت، اولی الامر، صادقین و قربی، و در برخی از آیات نیز غیر مستقیم از این موضوع بحث می­کند مانند: آیات مباهله و تطهیر.

از سوی دیگر امام از نظر شیعه باید دو خصوصیت عصمتو علم لدنٌی را دارا باشد که به این دو صفت در قرآن اشاره شده است و به اتفاق شیعه و سنی، پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جز امیرالمؤمنین و فرزندان وی کسی واجد این صفات نبوده است.

تعداد آیات ذکر شده  در قرآن درباره امام حسین (ع) 

برخی رقم آیات را ۱۲۸ و برخی دیگر تا ۲۵۰ آیه ذکر کرده اند. برخی از آیات یاد شده، آشکارا درباره امام حسین علیه السلام  نازل شده است و برخی با تفسیر و تاویل مفسران _ البته به کمک روایات _ برایشان تطبیق شده است.

 ما در این بحث تعدادی از آیات که بر اساس منابع تفسیری و روایتی مربوط به امام حسین است و آیاتی که بر امام حسین تطبیق شده است را مورد بررسی قرار می دهیم:

 آیاتی که بر اساس منابع تفسیری و روایی مربوط به امام حسین (ع) و ائمه در تفسیر آن فرمودند که آیه اشاره به سیدالشهدا دارد:

 ۱. سوره ی اسراء آیه ۳۳:

 وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّـهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ کَانَ مَنصُورًا.

ترجمه: و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود و کسیکه خون مظلومی را به نا حق بریزد ما به ولی او حکومت و تسلط بر قاتل داریم پس در مقام انتقام آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما موید و منصور است.

تفسیر: این آیه به احترام خون انسانها و حرمت شدید کشتن آنان اشاره کرده می فرماید: در صورت روی دادن چنین عملی، حق قصاص برای اولیای مقتول مظلوم ثابت است. مظلوم یکی از لقب های امام حسین علیه السلام  است که بیشتر با نام او همراه است. در بسیاری از زیارت نامه ها، دعاها و احادیث بر این لقب امام تاکید شده است، چنانکه در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام  می خوانیم: «السلام علی الحسین المظلوم الشهید…».

در جلد دوم تفسیر عیاشی، ذیل همین آیه از امام محمد باقر(ع)  آمده که در تفسیر این آیه می فرمایند: منظور از این آیه امام حسین می باشد زیرا آن بزرگوار مظلومانه شهید شد و ما امامان، خونخواه آن حضرت هستیم. هنگامی که قائم ما قیام کند خون امام حسین را طلب خواهد کرد. او بقدری از قتله ی امام حسین می کشد که خواهند گفت در قتل اسراف می کند.

۲. سوره مریم آیه ۱:

 کهیعص

ترجمه: این حرف از رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلی الله علیه و اله و سلم

تفسیر: در کتاب احتجاج از سعدبن عبدالله روایت می کند که گفت: به حضرت قائم آل محمد گفتم: تاویل کهیعص چیست؟ فرمود: این حروف از اخبار غیبی می باشند که خدای علیم بنده خود حضرت زکریا را از آن ها آگاه نمود و سپس داستان آن را برای حضرت محمد(ص) شرح داد. جریان این قضیه بدین شرح است که حضرت زکریا علیه السلام  از خدا خواست که نام های مبارک پنج تن آل عبا را به او یاد دهد. جبرئیل به زمین هبوط کرد و آن ها را به حضرت زکریا (ع)  تعلیم داد. هر وقت حضرت زکریا نام های مبارک: محمّد، علی، زهراء و حسن    را می برد غم و اندوه وی بر طرف می شد، ولی هرگاه نام مبارک حسین را می برد گریه راه گلوی او را می گرفت و نفس وی به شماره می افتاد. تا اینکه یک روز حضرت زکریا گفت: بار خدایا! برای چیست که هر وقت من نام آن چهار نفر را می برم غم و اندوه من برطرف می شود ولی موقعی که نام حسین را می برم چشمانم اشکبار و نفسم به شماره می افتد. خدای علیم داستان شهادت امام حسین را برای زکریا شرح داد و فرمود: کهیعص(ک) اشاره به کربلای امام حسین(ع)  است. (ه) اشاره به هلاکت عترت پاک می باشد.(ی) اشاره به نام یزید است که در حق حسین (ع)  ظلم کرده، (ع) اشاره به عطش حسین و (ص) اشاره به صبر آن بزرگوار است.

پس خداوند مصیبت شهادت امام حسین (ع) را به جای مصیبتی که بنا بود حضرت ابراهیم (ع) متحمل شود، قرار داد به این معنا که حضرت ابراهیم (ع) برای بالا بردن درجات خویش می‌تواند بر مصیبت امام حسین(ع) بگرید.

هنگامی که حضرت زکریا این جریان را شنید مدت سه روز از مسجد خویشتن خارج نشد و در آن مدت اجازه ورود به احدی نداد. آنگاه مشغول گریه و زاری شد، وی از برای امام حسین علیه السلام  مرثیه می خواند و می گفت: پروردگارا! آیا بهترین خلق خود را (یعنی حضرت محمد را) دچار مصیبت فرزندش می کنی؟ بار خدایا! آیا این چنین بلایی را بر در خانه آن حضرت پیاده خواهی کرد؟ پروردگارا! آیا لباس یک چنین مصیبتی را به علی و زهراء می پوشانی! بار خدایا! آیا چنین مصیبتی را نصیب آنان خواهی کرد؟

سپس حضرت زکریا دعا کردو گفت: پروردگارا! یک پسری به من عطا کن که در این زمان پیری چشم من به وی روشن شود، موقعی که این پسر را به من عطا کردی مرا شیفته ی محبت وی گردان، سپس مرا دچار مصیبت او بکن همچنان که حضرت محمد حبیب خود را دچار مصیبت فرزند خواهی کرد! آنگاه خدا حضرت یحیی علیه السلام  را به زکریا عطا کرد و او را دچار مصیبت وی نمود.

۳. سوره احقاف آیه ۱۵:

 وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی ۖ إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ

ترجمه: و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر خود سفارش کردیم، که مادر با رنج و زحمت بار حمل او کشید و باز با درد و مشقت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری او بود تا وقتی که طفل به حد رشد رسید و آدمی چهل ساله گشت (و عقل و کمال یافت آن گاه سزد که) عرض کند: بار خدایا مرا بر نعمتی که به من و پدر و مادر من عطا فرمودی شکر بیاموز و به کار شایسته ای که رضا و خوشنودی تو در آن است موفق دار و فرزندان مرا صالح گردان، من به درگاه تو باز آمدم و از تسلیمان فرمان تو شدم.

تفسیر: در کافی از حضرت صادق علیه السلام  ذیل آیه فوق روایت کرده فرمود جبرئیل بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد گفت: ای محمدصلی الله علیه و آله پروردگار سلام می رساند و بشارت می دهد شما را به فرزندی که از فاطمه متولد می شود و امتت بعد از تو او را به قتل می رسانند و فرمود: ای جبرئیل به پروردگارم سلام برسان، عرض کن حاجت بر فرزندی ندارم که امت بعد از من او را به قتل برسانند جبرئیل عروج کرد مرتبه دوم فرود آمد همان پیغام را رسانید. آن حضرت پاسخ اول را فرمود. عروج کرد مرتبه سوم نازل شد عرض کرد ای محمدصلی الله علیه و آله پروردگار سلام می رساند و بشارت می دهد و می فرماید ما در عوض شهادت آن فرزند امامت و وصایت را در ذریه او قرار دادیم. پیغمبر راضی شد فرستاد دخترش فاطمه را حاضر کردند مژده فرزند را به او داد عرض کرد: ای پدر بزرگوار حاجت به چنین فرزندی ندارم که امت او را شهید کنند. پیغمبر بشارت امامت و وصایت و ولایت را در ذریه حضرتش داد حضرت فاطمه نیز راضی شد و با کراهت و مشقت بار حمل کشید و وضع حمل نمود و مدت حمل و شیرخوارگی سی ماه تمام بود (چون رضاع کامل دو سال است چنانچه فرماید وَ الوالِداتُ یرضِعنَ اَولادَ هُنَّ حولَینِ کامِلَین پس مدت حمل ۶ ماه بوده است) و فرزندی بجز امام حسین و یحیی شش ماهه متولد نشد و این حدیث را ابن بابویه ابن قولویه نیز روایت کرده اند.

همچنین در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که در ذیل آن، روایات و عبارات دیگری به کار رفته است.
این آیات درظاهر ارتباط مستقیمی با امام حسین (ع) ندارند، ولی با تفسیر و به کمک روایات بر امام حسین (ع) تطبیق شده است:

۱. سوره صافات آیه ۱۰۷:

وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ

ترجمه: و بر او رنج بزرگی فدا ساختیم.

از جمله تفسیرهای آیه، این است که گفته اند:منظور از«ذبح عظیم» حضرت سید الشهدا (ع) است. با توجه به این که ظاهر معنای آیه در اینصورت اینگونه می‌شود: «امام حسین (ع) را فدای اسماعیل کردیم!»؛ این سؤال پیش می‌آید که با وجود افضلیت سیدالشهداء (ع)، چگونه ایشان فدا شده‌اند؟

باید گفت که تنها تعداد انگشت شماری از مفسران، به تفسیر یاد شده اشاره کرده اند مانند تفسیر کنز الدقائق (ج۱۱، ص۱۷۱-۱۷۲). منشاء این تفسیر، روایتی است که مرحوم صدوق رضی الله عنه در کتاب خصال نقل می‌کند که نخست، آن را بیان می‌کنیم:

«هنگامی که خداوند، گوسفندی را به جای ذبح اسماعیل، برای حضرت ابراهیم (ع) فرستاد، حضرت درخواست کرد که فرزندش را ذبح کند تا با تحمل غم و اندوه دلِ پدری که به دست خویشتن، فرزندش را ذبح کرده است، درجاتش بالاتر رود. خداوند از او پرسید: محبوب ترین مخلوقاتم نزد تو کیست؟ پاسخ داد: محبوب تر از حبیبت، محمدصلی الله علیه و آله نیافریدی. فرمود: نزد تو، او محبوب تر است یا خودت؟ گفت: او. فرمود: فرزند او نزد تو محبوب‌تر است یا فرزند خودت؟ گفت: فرزند او. فرمود: این که فرزند او را دشمنانش از روی ستم، ذبح کردند، تو را بیشتر اندوهگین می‌سازد یا این که فرزندت را به دست خودت ذبح کنی؟ گفت: پروردگارا! ذبح او به دست دشمنانش دلم را اندوهگین کرد. فرمود: ای ابراهیم! شخصی از امّت محمدصلی الله علیه و آله فرزندش حسین را بعد از او از روی ظلم، هم چون گوسفند ذبح می‌کند و با این کار، گرفتار غضب من می‌شود. دل ابراهیم، اندوهگین شد و ناله و گریه سر داد. وحی آمد که ای ابراهیم! ناله ات را پذیرفتم و آن را جایگزین ناله و زاری برای فرزندت قرار دادم و برایت درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را واجب کردم و این همان قول خداوند است که فرمود:«وَ فَدَیناهُ بِذِبح عَظیم»

پس خداوند مصیبت شهادت امام حسین (ع) را به جای مصیبتی که بنا بود حضرت ابراهیم (ع) متحمل شود، قرار داد به این معنا که حضرت ابراهیم (ع) برای بالا بردن درجات خویش می‌تواند بر مصیبت امام حسین(ع) بگرید.

امام باقر (ع): هر کس متذکر ما شود یا دیگری را متذکر سازد و اشک چشمانش جاری شود به مقداری که بال مگسی تر شود خداوند گناه او را بیامرزد اگر چه به مقدار کف دریا باشد

۲. سوره دخان آیه ۲۹:

فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِینَ

ترجمه: و بر مرگ گذشتگان هیچ چشم آسمان و زمین نگریست و بر هلاکشان مهلت نداد.

تفسیر: ابن قولویه ذیل آیه فوق از کثیر بن شهاب حارثی روایت کرده گفت: در رحبه حضور امیرالمومنین (ع) شرفیاب شده بودم حضرت امام حسین (ع) وارد شد، پدر بزرگوارش تبسمی نمود و فرمود خداوند قومی را از راه سرزنش یاد نموده است وفرموده آسمان و زمین بر آنها گریه ننماید و پس از آن فرمود به خدایی که دانه ها را از زمین شکافته و بیرون می‌آورد و موجودات را خلق می‌نماید همانا  این قوم ،فرزندم حسین (ع) را به قتل می‌رسانند و آسمانها و زمین بر او گریه می‌کنند. حضرت صادق (ع) فرمود: قاتل حضرت امام حسین (ع) و یحیی  پیغمبر، ولد زنا و حرامزاده بودند و آسمان تا شش ماه بر حضرت امام حسین (ع) گریه نمود و قرمز بود و قرمزی زمین و آسمان همان گریه آنهاست.

ظاهر روایت این است که این تعبیرها کنایه نیست و تنها آسمان سرخ نشده بود بلکه واقعاً از آسمان خون بارید و زمین پر از خون شد ولی به نظر می‌رسد که این از حوادث ملکوتی باشد که در آن روز رخ داد و خون همه جا را فرا گرفت اما برای همه افراد قابل مشاهده نبود بلکه افراد خاص آن را می‌دیدند.

و حضرت باقر (ع) روایت کرده که: پدرم می‌فرمود: اگر اشک چشمان کسی برای کشتن حضرت امام حسین(ع) جاری شود به مقداری که صورتش از اشک، تر شود خداوند به سبب آن گریه غرفه ای در بهشت به او عطا کند و هر کس گونه هایش تر شود برای خاطر اذیتی که از دشمنان به ما رسیده خداوند او را جای دهد در بهشت و برگرداند از او اذیت و آزار را و ایمن باشد روز قیامت از آتش جهنم و هر کس متذکر ما شود یا دیگری را متذکر سازد و اشک چشمانش جاری شود به مقداری که بال مگسی تر شود خداوند گناه او را بیامرزد اگر چه به مقدار کف دریا باشد.

۳. سوره بقره آیه ۱۹۳

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّـهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ

ترجمه: و با کفار مهار کنید تا فتنه و فساد از روی زمین بر طرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر(از فتنه) دست کشند(با آنها عدالت کنید که) تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.

تفسیر: عیاشی از حضرت صادق (ع) در معنای «فلا عدوان الا علی الظالمین» روایت کرده که آن حضرت فرمود: خداوند تعدی به کسی نمی کند مگر بر نسل قاتلین امام حسین (ع)، رضامندی به کاری  که مانند انجام دادن آن باشد.

ابن بابویه به سند خود از عبد السلام بن صالح هروی روایت کرده که گفت حضور امام رضا (ع)عرض کردم ای پسر رسول خدا چه می‌فرمائید در این حدیثی که از حضرت صادق (ع) روایت می‌کنند که آن حضرت فرموده زمانی که قائم آل محمدصلی الله علیه و آله ظهور نماید آنچه از نسل قاتلین حضرت امام حسین (ع) باشد به واسطه کارهای پدرانشان خواهد کشت ، فرمود این حدیث صحیح و درست است. حضورش عرض کردم خداوند می‌فرماید: «و لا تزر وازره وزر اخری» خداوند گناه کسی را بر دیگری بار نمی کند، پس مقصود و مراد این آیه چیست؟ فرمود خداوند در تمام گفتارش راست فرموده لکن دودمان قتله امام حسین (ع) از کارهای پدرانشان راضی و خشنود بوده و آنها افتخار می‌کنند و هر که به کار دیگری راضی باشد مانند همان کسی است که آن کار را انجام داده است اگر مردی را در مشرق زمین به قتل رسانند و شخصی در مغرب زمین به آن قتل راضی باشد این شخص شریک با قاتل محسوب می‌شود، و حضرت قائم (ع) آنها را از آن جهت می‌کشد که راضی به قتل امام حسین (ع) بودند.

.  آیاتی که  از رأس مطهّر شنیده و روایت کرده ‌اند و آن روایات برخی مربوط به کوفه و برخی مربوط به شام می باشد که به هر دو مورد اشاره خواهد شد.

 
 الف) روایات مربوط به کوفه:
بعضی از اهل کوفه، آیاتی را از سر بریدة امام(علیه السلام) شنیده و نقل کرده ‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌ شود:
 
1. «زید بن ارقم» می ‌گوید: در غرفة خود نشسته بودم. دیدم سر بریدة امام حسین(علیه السلام) را به سر نیزه زده و می ‌برند؛ هنگامی که محاذی منزل من رسید، شنیدم که این آیه را می‌ خواند: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا»؛ آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!» از تعجب موهای بدنم راست شد! صدا زدم: «رَأسُکَ وَ اللهِ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ أعْجَبُ وَ أعْجَبُ؛ به خدا سوگند! سر بریدة تو ای فرزند رسول خدا، عجیب ‌تر و عجیب ‌تر است.»
 
2. ابو مِخنف از شعبی روایت کرده که دیدم: سر بریدة امام حسین(علیه السلام) را در کوفه بر نخل خرما آویزان کرده‌ اند، سر بریده تنحنح کرد و از اول سورة کهف قرائت نمود، تا آیة «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى»؛ آن ها (اصحاب کهف) جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم؛ ولی مشاهدة این معجزه از سر بریده (بر مأموران حامی یزید) جز ضلالت و گمراهی چیزی نیفزود؛ زیرا به دنبال آن، سر مطهّر را بر درختی آویزان کردند‌ و این آیه از آن شنیده شد: «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ‏»؛ آن ها که ستم کردند، به زودی می ‌دانند که بازگشتشان به کجاست.
 
3. روایت شده ابن زیاد، پس از آن که سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را تحویل گرفت، آن را به «خولی بن یزید اصبحی» داد و گفت: این را ببر نگهدار و هر وقت خواستم، بیاور.
خولی دو زن داشت، اول نزد یکی از آن ها رفت. هنگامی که زن فهمید سر حسین(علیه السلام) را آورده، وی را از منزل بیرون کرد. نزد زن دیگرش رفت و به او گفت: این سر یک خارجی است که بر ابن زیاد خروج کرده و از گفتن اسمش خودداری کرد؛ آن سر را روی خاک، زیر «اِجّانه» (ظرفی که با آن لباس می ‌شویند، مثل طشت) گذاشت.
پاسی از شب گذشت، زن بیرون آمد. دید که نوری قوی از آن سر به سوی آسمان بالا می ‌رود ! نزدیک آمد. صدای قرائت قرآن از آن سر بریده می ‌شنید تا طلوع فجر و آخرین آیه ‌ای که شنید، این بود: «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»؛… در آن شب، قضایایی رخ داد که در نهایت آن زن به دست شوهرش شهید شد.
 
ب) روایات مربوط به شام:
در شام نیز افراد متعددی آیاتی از قرآن را از سر بریدة حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) شنیده و نقل کرده ‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌ گردد:
 
1. از «حرث بن وُکَیدَۀ» نقل شده که می‌ گوید: من در میان مأموران حمل رأس حسین(علیه السلام) بودم، شنیدم که از اول آیة 9 سورة کهف تا پایان آیة 13 همان سوره را قرائت کرد؛ و نیز شنیدم که آیه 227 سوره شعراء «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ‏» را خواند؛ من در نفس خودم تعجب کرده و مشکوک شدم. در همان حال صدای امام حسین(علیه السلام) را شنیدم که فرمود: «یَا ابْنَ وُکَیْدَةَ أ مَا عَلِمْتَ إنَّا مَعْشَرَ الْأئِمَةِ أحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّنَا»؛ ای فرزند وُکیده! آیا نمی ‌دانی که ما امامان نزد خدا زنده ‌ایم؟.
پیش خود تصمیم گرفتم که سر را از مأموران سرقت کنم. صدا زد: ای فرزند وُکیده! نمی ‌توانی این کار را بکنی! گناه ریختن خون من به وسیلة آن ها از گرداندن سرم بزرگ ‌تر است!‌ آن ها را به حال خود واگذار!.
سپس این آیه را خواند: «الَّذینَ کَذَّبُوا بِالْکِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ * إِذِ الْأَغْلالُ فی‏ أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ یُسْحَبُونَ»؛  به ‌زودی (نتیجة کار خود را) می ‌دانند، در آن هنگام که غل و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می ‌کشند.
 
2. از «سلمة بن کهیل» نقل شده که: سر بریدة امام حسین(علیه السلام) را بالای نیزه دیدم که می‌ خواند: «فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم‏»؛  خداوند شرّ آن ها را از تو دفع می ‌کند و او شنونده و دانا است.
 
3. «منهال بن عمر» می گوید: سر بریدة امام حسین(علیه السلام) را در دمشق دیدم و مردی در کنار آن سر قرائت می ‌کرد: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً»؛  در همان لحظه دیدم سرِ مطهر با زبان فصیح گفت: «أَعْجَبُ مِنْ أَصْحَابِ الْکَهْفِ قَتْلِی وَ حَمْلِی»؛  کشتن من و گرداندن سرِ من در شهرها از داستان اصحاب کهف نیز تعجب ‌آورتر است.
 
آیه ‌های نقش بسته بر درهم
نقل کرده‌ اند؛ حضرت امّ کلثوم، هزار درهم به نگهبان سر داد و گفت: سر امام حسین(علیه السلام) را جلوتر از ما قرار دهید تا مردم به تماشای آن مشغول شوند و به ما نگاه نکنند. او قبول کرد و سر را جلوتر برد؛ فردای آن روز درهم ها را نگاه کرد، دید که خدا آن ها را به سنگ سیاه تبدیل نموده و در یک طرف آنها نوشته شده: «وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُون»؛گمان مبر که خدا از آن چه ظالمان انجام می ‌دهند، غافل است! و در طرف دیگر نوشته شده است: «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ».
 
شبیه این جریان،‌ جریان دینارهای آن «راهب» است که در یکی از منازل نزدیک شام، لشکر عمر بن سعد، شب در نزدیکی «دَیْر» او منزل کردند؛ او نور ملکوتی سرِ مطهّر را مشاهده کرد، ده هزار دینار داشت، به عمر بن سعد داد سرِ بریدة امام(علیه السلام) را یک شب امانت گرفت، پس از شستن و معطر کردن سر، با آن حرف زد و مسلمان شد و هنگام تحویل دادن سر مطهّر، سفارش کرد که به سرِ امام بی‌ حرمتی نکنند، مأموران در ظاهر قبول کردند؛ ولی در عمل رعایت نکردند. وقتی نزدیک دمشق رسیدند، دینارها را که در دو کیسة چرمی بود و موقع تحویل گرفتن با دقت نگاه کرده و شمرده بودند و عمر بن سعد سر کیسه ‌ها را مُهر کرده بود، ملاحظه کردند که مهر سالم و نشکسته است؛ ولی دینارها همه سفال شده و در دو طرف آن ها همان دو آیة فوق نوشته شده است؛‌ عمر بن سعد در آن لحظه گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ خَسِرْتُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة»؛ ما از خداییم و به سوی خدا می ‌رویم، در دنیا و آخرت زیانکار شدم.

«یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه»