اطلاعات کاربری را فراموش کرده اید؟

اولیای الهی

دستورالعمل اخلاقی

رزق فراوان

[اگر سوره والعادیات] «روزی 110 مرتبه خوانده شود، روزی حلال فراوان خواهد آمد .» (1)

[خواندن 110 مرتبه سوره والعادیات تقریبا 35 دقیقه طول می کشد . و لازم نیست یک مرتبه و پشت سر هم خوانده شود . می توان در طول روز و در ساعات فراغت به تدریج 110 مرتبه خواند]

عظمت سوره های مسبحات

«مرحوم سید علی آقا قاضی، شب ها قبل از خواب [مسبحات ششگانه، یعنی سوره های حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی را] می خواند; چه آن که روایت دارد پیامبر اکرم (ص) هم قبل از خواب می خواندند و می فرمودند: در این سوره ها آیه ای است که بهتر از هزار آیه است; (2) و امام باقر (ع) فرمود: کسی که قبل از خواب مسبحات را بخواند، نمی میرد تا آن که حضرت قائم (ع) را درک کند و اگر بمیرد، در جوار پیامبر خواهد بود (3) » . (4)

ذکر یونسیه

«در ایام فراغت، مانند راه رفتن و نشستن، برای نورانیت قلب و رفع حجاب ها، ذکر یونسیه [لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (5) ] مناسب است » . (6)

ادامه مطلب

خطبه های امیرالمومنین (ع)

اجرای عدالت و قاطعیت در برابر تخلف کارگزاران

حضرت پس از انتخاب کارگزاران می کوشیدند که با روش های مختلفی بر اعمال آنان نظارت کنند. تمام کارهای حاکمان زیر نگاه تیزبین امام(ع) بود و در صورت مشاهده خلاف، آنان را مؤاخذه، عتاب یا از کار برکنار و مجازات می نمود.50 اگر از ظلم آنان به مردم یا بی توجهی به آنان یا حیف و میل بیت المال آگاه می شدند به شدت و با سرعت اقدام می کرد. حضرت به یکی از کارگزاران حکومت که در اموال بیت المال خیانت کرده بود، نامه ای نوشت و او را از عواقب شدیدی که در انتظارش بود آگاه ساخت:

... پس، از خدا بیم دار و مال های این مردم را باز سپار، و اگر چنین نکنی و خدا مرا یاری دهد تا بر تو دست یابم کیفرت دهم که نزد خدا عذرخواه من گردد و به شمشیرت بزنم که کس را بدان نزدم جز آن که به آتش در آمد. به خدا اگر حسن و حسین(ع) چنان کردند که تو کردی، از من روی خوش نخواهند دید و به آرزویی نخواهند رسید، تا آن که حق را از آنان بستانم و باطلی را که به ستمشان پدید شده، نابود گردانم.51

تشرف یافتگان

به محضر ولیعصر(عج)

علی بن مهزیار نقل می‌کند: من بیست مرتبه به حج بیت‌الله الحرام مشرف شدم و در تمام این سفرها قصدم دیدن مولایم امام زمان(ع) بود، ولی در این سفرها هرچه بیشتر تفحص کردم کمتر موفق به اثریابی از آن حضرت گردیدم. بالاخره مأیوس شدم و تصمیم گرفتم که دیگر به مکه نروم. وقتی که دوستان عازم مکه بودند، به من گفتند مگر امسال به مکه مشرف نمی‌شوی؟ گفتم: نه، امسال گرفتاری‌هایی دارم و قصد رفتن به مکه را ندارم. سال‌های آغاز غیبت حضرت ولی‌عصر(ع) برای  محبان و دوستداران آن حضرت بسیار سخت و مشکل می‌گذشت؛ آنها نمی‌توانستند باور کنند که امامشان زنده باشند  ولی غائب و دور از دسترس مردم. اما هر چه زمان بیشتر گذشت، مؤمنانِ به وجود مقدس آن حضرت، کم کم به دوری و غیبت امام عادت کردند، به گونه‌ای که گویا غیبت ظاهری آن حضرت از بین مردم باعث شده که آن حضرت از فکر مردم غائب شوند و کمتر کسی به یاد آن حضرت باشد.
همچون مادری که فرزند عزیزش مفقود شده، تا مدتی بی‌تابی می‌کند، باورش نمی‌شود و مرتب به مکان‌های مختلفی که احتمال می‌دهد می‌رود، تا وقتی که کم کم به دوری فرزندش عادت کرده، و از پیدا کردن مأیوس او می‌شود، آرامش پیدا می‌کند، و اندک اندک به حدّی می‌رسد که گویا او را فراموش کرده است. در زمانی که امام زمان(ع) غائب شدند، گرچه شیعیان در همه مسائل زندگی موظف به رجوع به مجتهد جامع‌الشرائط بودند، لکن بعضی در پی دیدار با آن حضرت تلاش و جدیت فراوان داشتند و برخی هم موفق به دیدار می‌شدند. از جمله این افراد، علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی است که قبر شریفش در اهواز زیارتگاه عموم مردم است، و دارای بقعه و بارگاه می‌باشد.
داستان تشرف او را شیخ طوسی در کتاب الغیبة و شیخ صدوق در کتاب کمال الدین و تمام النعمة ـ باب 43 ـ و مرحوم محدث کبیر علامه سید هاشم بحرانی در کتاب تبصرة الولیّ فی من رأی القائم المهدی(ع) در سه موضع از کتاب (دیدار 35 و 38 و 46) و نیز دلبری در کتاب دلائل الامامة (ص 298) با سندهای اسناد مختلف ذکر کرده‌اند. بنده سعی می‌کنم با رعایت اختصار، از بین مطالب گفته شده، آنچه را بیشتر برای ما مفید است نقل کنم. و ظاهراً نقل‌های متعدد همه حاکی از یک ملاقات است که یار ادیان به گونه‌های مختلف نقل کرده‌اند و یا خود علی بن مهزیار برای افراد مختلف، گوشه‌هایی از این ملاقات‌ و کیفیت دیدار را گفته است.

امام زمان (عج)

فرمایشات ایشان

توصیه به خواندن زیارت آل یاسین

امام زمان (ع) در توقیع شریفی می فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همانگونه که خداوند متعال فرموده است بگوئید: … سلامٌ علی آل یاسین…. .»

توصیه به خواندن دعای ندبه

یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود، در عالم رؤیا به محضر امام زمان (ع) مشرف می شود و از ایشان می پرسد: «فرج شما کی خواهد رسید؟» می فرمایند: «نزدیک است، به شیعیان ما بگوئید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند.»

توصیه به خواندن دعای فرج

مرحوم شیخ طبرسی (ره) در کتاب «کنوز النجاح» نقل می کند: ابوالحسن محمد بن احمد بن ابی اللیث از ترس کشته شدن به قبر امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) پناه آورد. در عالم رؤیا امام زمان (ع) را زیارت کرد. آن حضرت این دعا (دعای فرج) را به او تعلیم دادند و او به برکت خواندن آن، از کشته شدن نجات یافت.

توصیه به خواندن نماز شب، زیارت جامعه، زیارت عاشورا

در تشرف مرحوم سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی (ره) که از مسافرت حج از قافله جدا می شود و راه را گم می کند، به او می فرمایند: «نافله (نماز شب) را بخوان تا راه را پیدا کنی.» او نماز شب را می خواند بعد به او می فرمایند: «زیارت جامعه را بخوان.» ایشان زیارت جامعه را از حفظ می خوانند. بعد می فرمایند: «زیارت عاشورا را بخوان.» او زیارت عاشورا را نیز از حفظ می خواند با تمام لعن و سلام و دعای علقمه، آنگاه او را سوار بر مرکب می کند و می فرماید: «چرا شما نافله نمی خوانید؟ نافله. نافله. نافله» و باز می فرماید: «چرا شما عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا. عاشورا. عاشورا.» بعد می فرماید: «چرا شما زیارت جامعه نمی خوانید؟ جامعه. جامعه. جامعه.» سپس می فرماید: «اینها دوستان شما هستند که در کنار نهر آبی فرود آمده اند تا برای نماز صبح وضو بگیرند.»

حدیث مرگ

الم برزخ، عالم متوسطی میان دنیا و آخرت است که مردگان تا قیامت در آن بسر می برند .

پس از اثبات وجود روح مجرد و بقای آن پس از مرگ و تخلیه بدن، این مساله اساسی مطرح می گردد که ارواح پس از مرگ و خارج شدن از قالب اجسام بدنی در کجا زندگی می کنند؟

آیا عالمی به نام برزخ که واسطه بین عالم دنیا و عالم آخرت است وجود دارد؟ یعنی ما در سلسله عقاید خود و ملاحظه مراحل تکاملی انسانها قبل ا ز این دنیای مادی، نطفه بودیم و قبل از نطفه عناصری در زمین، و بعد از نطفه به صورت انسانی در آمدیم و در دنیا زندگی می کنیم آیا بعد از این دنیا هم به عالم دیگری وارد می شویم به نام عالم برزخ یا نه؟

کلمه برزخ در لغت به معنای فاصله و حائل میان دو چیز راگویند .

مرحوم طریحی (1) در مجمع البحرین (2) در معنای کلمه برزخ چنین می نویسد:

«البرزخ: الحاجز بین الشیئین » یعنی «برزخ حائل بین دو شی ء است » ، سپس روایتی از معصوم علیه السلام چنین نقل می کند: «نخاف علیکم هول البرزخ » پس مراد از برزخ در این روایت بین دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا رستاخیز می باشد پس کسی که می میرد، داخل برزخ می شود . این کلمه و واژه در قرآن سه بار و در سه آیه ذکر شده است: در دو آیه که یکی در سوره فرقان و دیگری در سوره «الرحمان » است، واژه برزخ به معنای فاصله و حائل میان دو دریا که یکی شور است و دیگری شیرین و به هم نمی آمیزند، آمده و در آیه سوم که در سوره «مؤمنون » است، در معنای عالم برزخ یا فاصله میان مرگ و رستاخیز ذکر شده است .

راز خلقت

کرامات الحسینیه

آیا از نظر قرآن از زمان خلقت آدم تا کنون 6000 سال گذشته است؟
پرسش
بر طبق گفته مسیحیان، از زمان خلقت حضرت آدم تا کنون 6000 سال گذشته. می‌خواستم بدانم که آیا از نظر قرآن هم این مدت 6000 سال است یا نه؟ و اگر چنین است مسئله خلقت موجودات ماقبل تاریخ و یا بقایای انسان‌هایی که با عمر مثلاً 15000 سال کشف شده‌اند، چه می‌شود؟ همچنین یافته‌های علمی که عنوان می‌کند زمین 4/5 میلیارد سال عمر دارد.

آنچه در قرآن آمده است هیچ منافاتی ندارد با اینکه از زمان خلقت آسمان ها و زمین و همچنین خلقت آدم میلیون ها و حتی میلیاردها سال گذشته باشد، که برخی یافته های باستان شناسی و بقایای اجزای انسان های ابتدایی مربوط به میلیون ها سال پیش نیز این امر را تأیید می کند.

 و اگر بیان می شود که خلقت آدم مربوط به حدود شش یا هفت هزار سال پیش است، می تواند منظور نسل جدیدی از انسان باشد که از آدم است و چه بسا قبل از این نسل، هزاران نسل از انسان وجود داشته و منقرض شده باشد و این البته با آموزه های قرآن مجید و روایات اسلامی هم سازگاری دارد.

 قرآن مجید و کتاب مقدس(تورات) خلقت آسمان و زمین را در شش روز ذکر کرده اند[1] با این تفاوت که اولاً در قرآن مجید تفاصیل اعمالی که خداوند در هر روز انجام داده ذکر نشده[2] ولی در کتاب مقدس جزئیات کارهای انجام شده مذکور است[3].

احادیث آخرالزمان

آخرالزمان در کلام معصوم (ع)

پیامبر خدا محمد مصطفی(که درود خدا بر او باد) در روایتی فرمود: روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد، شخصیت های بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده می شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند. مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است. در آن هنگام خداوند، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آنها ببارد.

اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند

زمانی بر مردم بیاید که چهره هایشان چهره های آدمیان ولی دل هایشان دل های شیاطین باشد، بسان گرگان درنده خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند. افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.

شکم هاشان خدایان آنها، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دین شان

در جایی دیگر رسول خدا فرمود: زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پول شان دین شان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود.

به چهار بلا مبتلا شوند

در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد. نخست: تجاوز به ناموسشان و دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان، سوم: خشکسالی، چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان. اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند: یا رسول الله! مگر آنها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود: آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند.

آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد

از پیامبر خدا در منابع شیعه و اهل تسنن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود: روزگاری بیاید که مردم شان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد: نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد، دوم: ستمگران را بر آنها مسلط سازد و سوم انکه بی ایمان از دنیا بروند.

یکی از اصحاب از پیامبر پرسید: یا رسول الله دین مردم شان چگونه خواهد بود؟ پیامبر فرمود: زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند. دینداری شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.

از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند

در جایی دیگر در بحارالانوار جلد۵۲ص۱۹۰ پیامبر فرمود: زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند، آنچنانکه گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیثساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد. در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مومنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند ولی براستی با مردم نباشند، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند.

به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند

در بحار ج ۷۷ص۳۶۹ آمده است پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی. دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند. بازرگانان و کاسبان شان رباخوار و فریبکار، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد.

آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که…

روزگاری خواهد امد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود. و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد

در کنزالاعمال حدیث۳۱۰۰۸ آمده است یکی از اصحاب پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟ پیامبر(ص) فرمود: زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه هایش چنین کند، و این آخرالزمان باشد.

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی اش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنندو بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده ان بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه های هلاکت سقوط کند.

در آخرالزمان فریبکارانی بیایند که حدیثهایی نو و روایت هایی جدید از دین بر شما بخوانند و نیز از پیامبر خدا در کتاب کنزالاعمال، حدیث۲۹۰۳۲۴ روایت شده است که فرمود: در آخرالزمان دغلبازان و فریبکارانی بیایند که حدیثهایی نو و روایت هایی جدید از دین بر شما بخوانند، انچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیثهایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبدا به دام تزویر و فریب شان بیافتید.

از علی بن ابی طالب(ع) درباه آخرالزمان پرسیده شد: آیا در آن زمان مومنانی وجود دارند؟ فرمود: آری. باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه ها چیزی کاسته می شود؟ فرمود: نه، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج بسر برند.

امیرالمونین(ع) فرمود: زمانی بر مردم بیاید که مقرب نباشد جز به سخن چینی، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن، و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف وبزرگواری بشمار آید.(نهج / حکمت ۱۰۲).

امام سجاد(ع) فرمود: چون خداوند می دانست در آخرالزمان اهل فکر دقیق النظر خواهند آمد، از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد. بحار ۶۰/۱۸

بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید

امام صادق(ع) فرمود: چون قائم ما قیام کند خداوند انچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام اور نیازی نداشته باشند و به هرکجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند. بحار ۳۶/۴۵

پیامبر(ص) فرمود: «این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود» و فرمود «در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند» کنزالاعمال حدیث۳۴۴۹۹و۳۴۵۰۰

در جای دیگری فرمودند: چون در اخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید که به دل هایشان دیندارند و دین انها از الایش به افکار مصون ماند.

جن و ماهیت ذاتی آن

چهار شنبه - 19 اکتبر 2016 توسط

در قرآن دو تعبیر درباره ماده اولیه خلقت جن بیان شده است:

«وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ[حجر/۲۷] و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق كردیم.»
«وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ[الرحمن/۱۵] و جنّ را از شعله ‏هاى مختلط و متحرّك آتش خلق كرد.»

علامه طباطبایی در تفسیر این دو آیه می فرماید: راغب در باره كلمه” سموم” گفته: باد داغى است كه اثر سمى دارد. … و اگر در آیه مورد بحث مبدأ خلقت جن از نار سموم دانسته شده، با آیه سوره الرحمن كه آن را” مارجى از نار” نامیده و فرموده:” وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ” منافات ندارد، زیرا مارج از آتش، شعله‏ایست كه همراه دود باشد، پس دو آیه در مجموع مبدأ خلقت جن را باد سمومى (سمی) معرفى مى‏كند كه مشتعل گشته و به صورت مارجى از آتش در آمده. و نوع جن را از بادى بسیار داغ خلق كردیم كه از شدت داغى مشتعل گشته و آتش شده بود.[۱]

اما باید دقت کنیم که با این تعبیر نیز نمی توان چندان به ماهیت جن پی برد و این آتش را مانند همین آتش عنصری که می بینیم تصور کنیم. و حتی عده ای از بزرگان بر غیر جسمانی بودن جن تصریح کرده اند و صریحا بیان کرده اند که این آتش مد نظر، آتش عنصری نیست:
«متكلمان مسلمان بر آن‏اند كه جن از اجسام لطیف است و مى‏تواند به شكل‏هاى گوناگون درآید[۲]؛ ولى فیلسوفان معتقدند كه جن، جسم ندارد و جسمانى نیست و بر خلاف انسان، موجودى است مجرّد و از نوع آتش و هوا[۳] البته اینكه جن از آتش آفریده شده است، دلیل قرآنى دارد[حجر/۲۷]؛ امّا این آتش از جنس آتش عنصرى نیست؛ زیرا از خود گرما برون نمى ‏دهد[۴] »[۵]

(بیشتر…)

بر گرفته از کتاب کرامات و مقامات عرفانی امام حسین (ع) / علی حسینی قمی.

پاداش گریه بر سالار شهیدان

1 – رسول گرامی اسلامی صلی الله علیه و آله و سلم به دختر گرامی‌اش حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:«کل عین باکیة یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.»  .«هر چشمی که در روز قیامت گریان است مگر چشمی که برای مصائب حسین گریه کرده باشد. چنین کسی در قیام خندان و شادمان است به نعمت‌های بهشتی.»2 – نیز این روایت مشهور (با اندکی اختلاف در لفظ) از ائمه اطهار علیه السلام در خصوص پاداش گریه بر حضرت سیدالشهداء علیه السلام نقل شده که فرمودند:«من بکی او أبکی مأة ضمنا له علی الله الجنة،  و من بکی او ابکی خمسین فله الجنة، و من بکی او ثلاثین فله الجنة، و من بکی او ابکی عشرة فله الجنة، و من بکی او ابکی واحدا فله الجنة، و من تباکی فله الجنة.»  .«کسی که در مصیبت امام حسین گریه کند یا صد نفر را گریان سازد، ما بهشت را برای او ضمانت می‌کنیم؛و کسی که در مصیبت آن حضرت گریه کند یا پنجاه نفر را گریان سازد، اهل بهشت است؛و کسی که در مصیبت آن حضرت گریه کند یا سی نفر را بگریاند، اهل بهشت است؛و کسی که در مصیبت آن حضرت گریه کند یا ده نفر را بگریاند، اهل بهشت است؛و کسی که در مصیبت آن حضرت گریه کند یا ده نفر را بگریاند، اهل بهشت است؛و کسی که در مصیبت آن حضرت گریه کند یا یک نفر را بگریاند، اهل بهشت است؛و کسی که خود را به صورت گریه‌کنندگان درآورد، اهل بهشت است.»3 – داود ترقی گوید: در حضور امام صادق علیه السلام بودم. آن حضرت درخواست آب کرد و چون آب را آشامید اشک از چشمان مبارکش جاری گشت و فرمود:  «لعنت خدا بر قاتل حسین.»آنگاه فرمود: «هر بنده‌ای که هنگام نوشیدن آب از حسین یا کند و قاتلش را لعنت کند، خداوند برای او صد هزار حسنه می‌نویسد و صد هزار گناه را از او محو می‌نماید و صد هزار درجه به او می‌دهد و مانند کسی است که صد هزار برده را در راه خدا آزاد کرده است و خداوند او را در روز قیامت با قلب خنک محشور می‌نماید.»

(بیشتر…)

برگرفته از کتاب سلحشوران و یاوران امام حسین ع 

 وی در اوایل خلافت عثمان بن عفّان دیده به جهان گشود و طبق تحقیق ابن ادریس در سرائر به نقل از تاریخ‌نگاران و نسب‌شناسان «1»، او از جدش علی بن أبی طالب علیه السّلام حدیث روایت کرده است و یا آن گونه که شیخ مفید در ارشاد «2» آورده، وی دو سال پس از شهادت جدّ بزرگوارش متولد شده است. والده ماجده‌اش لیلی دختر ابو مرّة بن عروة بن مسعود ثقفی است که مادر لیلی میمونه دختر ابو سفیان بن حرب بن امیّه و مادر او نیز دختر ابو العاص بن امیّه است. علی بن حسین علیه السّلام در سخن گفتن و اخلاق و شمایل، به جدش رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بسیار شباهت داشت.

ابو الفرج روایت کرده که معاویه از اطرافیانش پرسید: سزاوارتر از همه به خلافت کیست؟

گفتند: شما.
معاویه گفت: «خیر، سزاوارترین مردم به خلافت، علی بن حسین بن علی علیه السّلام است که جدّش رسول خداست و شجاعت و دلاوری بنی هاشم، سخاوت بنی امیّهو شکوه و جلال ثقیف در او جمع است».

  (بیشتر…)

برگرفته از کتاب کرامات حسین ع 

1) گفتار حضرت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آلهدر یکی از رؤیاهای صادقه آمده، پیامبر صلی الله علیه و آله به عباس علیه السلام فرمود: خداوند چشمت را روشن گرداند، تو باب الحوائج هستی، از هر که خواستی شفاعت کن.
2) گفتار امام علی علیه‌السلام: «عباس علیه‌السلام در پیشگاه خداوند دارای مقام بسیار ارجمندی است خداوند به جای دو دست دو بال به او می‌دهد و او با آن دو بال همچون جعفر طیار در فضای بهشت همراه فرشتگان پرواز می‌کند»
و نیز روزی که امام علی علیه‌السلام در بستر شهادت بود عباس علیه‌السلام را طلبید و او را به سینه اش چسبانید و فرمود:
«به زودی در روز قیامت چشمم به وسیله‌ی وجود تو روشن می‌گردد»
3) گفتار حضرت زهرا علیهاالسلام: روایت شده وقتی که روز قیامت بر پا می‌شود پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه‌السلام می‌فرماید:به حضرت زهرا علیهاالسلام بگو برای شفاعت و نجات امت چه داری؟حضرت علی علیه‌السلام پیام پیامبر صلی الله علیه و آله را به حضرت زهرا علیهاالسلام ابلاغ می‌کند حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ می‌فرماید: «ای امیر مؤمنان! دو دست بریده‌ی پسرم عباس علیه‌السلام برای ما در مورد شفاعت کافی است».

(بیشتر…)

درباره ما

این سایت مجموعه ای از سخنرانی ها و مطالب متنی در خصوص ،خودسازی ، سالکین بالله ،زندگینامه اولیاءالله ،دستورالعملهای اخلاقی ،مطالب آموزشی در حوزه سیر و سلوک عرفانی ،موضوعات آخرالزمانی و در نهایت معرفت و شناخت عرفانی به خود ،امامان معصوم (ع) ، قرآن کریم و خداوند گار هستی می باشد

© کلیه حقوق برای سایت معرفت الله محفوظ می باشد.
بالا